گل جنازه و جناب کردان !
اخيرا گلي در موزه ميلواكي به نمايش گذاشته شده كه به گل جنازه شهرت يافته است . گل جنازه 182 سانتي متر قد دارد و هر ساعت 2 سانتي متر رشد مي كند .. يعني 182 را اگر تقسيم به دو كنيم مي شود 91 ساعت . به حساب تا حدودي باريك 91 را اگر به 24 ساعت طول شبانه روز تقسيم كنيم و اعشار آن را رو به بالا گرد كنيم مي شود۸/۳ ( سه روز و هشت دهم روز ) . حالا بگو 4 روز . خيلي است يك گياه 4 روزه در يك گلدان 182 سانتي متر قد بكشد .. اما نكته جالب اين قضيه در گلي است كه اين گياه عجيب و غريب مي دهد . آن ها كه ديده اند و اخيرا سايتي هم ويدئو رشد اين گياه را آن لاين ارائه كرده است www.jsonline.com مي گويند گل اين گياه آن قدر بد بو است كه تا كيلومتر ها اطراف خود را بد بو مي كند . فكرش را بكنيد در محله اي فقط يك بته از اين گياه بي بته را يكي داشته باشد چه اتفاقي مي افتد . ما انسان ها يقينا قيد هر چه گل گلخانه اي و آپارتماني را از زشت و بودي اين گياه بد بو خواهيم زد مبادا يكي از آن ها اين گونه از كار در آيد .
اين از عالم نباتات .. و اما دنياي ما انسان ها . اصلا نيازي نيست سري به موزه ها بزنيم تا نمونه اي از اين قبيل رشدهاي سرعتي را ببينيم . در جامعه ما از اين جنازه ها كم نيست . نمونه اش دكتر! كردان ! نه تنها دست كمي از گل و گياه جنازه ! مذكور ندارد بلكه يك سر و گردن هم بالاتر است . چرا ؟ معلوم است . كسي كه بتواند از فوق ديپلم ناگهان بپرد به درجه دكترا آن هم از آكسفورد انگلستان كه استحصال آن حتي در عصر آي تي و نانو تكنولوژي نياز به دود چراغ خوردن ومرارت كشيدن دارد ! اي ول دارد ! غير از اين كسي بتواند با فوق ديپلم بيايد تا معاونت مالي اداري جام جم و قائم مقامي وزارت نفت و بعد هم نشستن بر كرسي صدارت در وزارت داخله ! و از همه بالاتر عضويت در هيات علمي دانشگاه و رفتن سر كلاس و حقوق بين الملل درس دادن و دانشجويان رامذمت كردن كه عرضه نداريد و اي كاش مي بوديد و مي ديديد ما در آكسفورد چه ها مي كشيديم .. تا اينجاي كار اين نمونه بديع بشري از شاهد گياهي كم ندارد . مي ماند بوي بدي كه گل جنازه وقتي گل مي كند از خود ساطع مي نمايد .. در اين خصوص هم بعيد مي دانم گلي كه آقای كردان كاشتند از آن يكي كم داشته باشد !!
طنز: از قضا آبي بي ما بعد از هفتاد و اندي سال آزگار شب جمعه اشان را گم كرده اند و يك پا شده اند اصلاح طلب. خيلي ها كه از قديم و نديم مصاحب آبي بي چاكر بوده اند، اين دگر ديسي عجيب و غريب را آن هم در دور و زمانه اي كه اصلاح طلبي مثل كفر ابليس خريدار ندارد، از عجايب آخر الزمان مي دانند و بي استثنا هر بار كه اسم آبي بي مي آيد، انگشت سبابه اشان را به دندان مي گزند و محض عبرت هم كه شده دست بسم الله و پناه بر خدا و خدا نصيب گرگ بيابان نكند گويان، سري به عبرت مي جنبانند.
ديري است وقتي كسي از کرامت انسانی و این دست الفاظ غلط انداز حرف می زند و شعار می دهد حالم به هم می خورد. مگر آدم در جامعه ما ارزش هم دارد كه کرامت داشته باشد. صد رحمت به قهوه خانه کرامت !! از صفحه حوادث روزنامه ها كه هر روز در آن شاهد قصابي آدم ها توسط نزديكترين بستگانشان هستيم . از شوهري كه گوش تا گوش سر همسرش را بريده ، از برادري كه خواهرش را به وضع فجيعي كشته ، تا پدر شوهري كه عروس بيچاره و بي پناهش را به مسلخ برده... تا چندين جوان گرفتاري كه همين چند روز پيش خانه مخروبه اي در سعادت آياد بر سرشان آوار شد و جا به جا مردند تا مسافريني كه در جاده ها قرباني نقاط كور حادثه خيز مي شوند .. تا قتل هاي زنجيره اي در كرج و..و..و... حالا هم سوزاندن تن سه كودك يتيم در بهزيستي زنجان كه خبرش درز كرد و آتش به جان هر كس از اين جنايت خبردار شد انداخت همه حکایت از چراغ حراجی دارد که ما بر جان آدم ها آویخته ایم .حكمت غريبي است.در هيچ فرهنگي به اندازه اسلام توجه به يتيم سفارش نشده است . حتي براي آن آيه نازل شده است . يعني خدا به آن امر كرده است . و تازگي دارد حالا در ذيل همين آيه ها شاهد اين جنايت هستيم .. سوء تدبير كه فقط به مال ملت نمي زند كه كسي خبردار نشود و نهايتا اگر هم شد اين قدر دل را نمي خراشد كه بي تدبيري در اداره يكي از شعبه هاي بهزيستي و شكنجه چند كودك و سوزاندن تن نحيف و ظريف آن ها توسط يك نا آدم ساديسمي تا مغز استخوان را جزغاله مي كند . معني كرامت انسان اين است ؟! مي گويند وقتي خلخال از پاي زني يهودي كنده بودند علي (ع) فرمود اگر آدم از اين اندوه بميرد تعجب ندارد . كجاست عطوفت علوي كه ببيند با كودكاني كه نيمه شبان انبان به دوش و ناشناس برايشان اذوقه مي برد تا سر گرسنه زمين نگذارند عده اي چگونه رفتار مي كنند . ما هيچ چيز كم نداريم مگر تدبير و مديريت ! والسلام نامه تمام
درست مي بينيد ! حاج چاوز خودمونه! خودشه! چرا كه نه !
روزي كه شنيدم حسين رضا زاده را بر صفحه سرد يكي از شبكه هاي تلويزيوني لس آنجلس ديده اند كه براي فروش يكي از برج هاي دبي از خودش و اعتبارش و محبوبيت و شهرتش مايه گذاشته و با ضمير متكلم وحده از بيننده ها خواسته با او همراه باشند وگل روي او يكي از آپارتمان هاي رابينسون كه نمي دانم صاحب آن كيست و اين همه مال و منال را چگونه اندوخته خريداري كنند حسابي دلم گرفت .
ماجرا از آن جاآغازشد که روزنامه نیویورکتایمز اعلام کرد پاسخ غیر رسمی ایران در جریان مذاکرات اخیر ژنو از استانداردی نازل و ضعیف در زمینه نگارش برخوردار بوده و حتی متاسفانه دارای چند غلط املایی بوده است! به ادعای این گزارش؛ نماینده روسیه با دیدن این پاسخ به خنده افتاده و نتوانسته جلوی خنده خود را بگیرد!
ظاهرا دولت نهم ميل مفرطي به استفاده از ذخائر دارد . از صندوق ذخيره ارزي تا حكم حكومتي كه مورد استفاده آن ها در مواقع و موارد اضطراري است بي محابا استفاده مي كند . وقتي دلارهاي صندوق ذخيره صرف وارد كردن انبه و گوجه و نخود و لوبيا و بنشن جات مي شود طبيعي است همين سامانه سياسي دولتي از حكم حكومتي هم براي كاري كه قانون در آن روشن و انجامش بسيار سهل است استفاده كند . قانون اساسي تصريح كرده و 3 ماه وقت براي رئيس دولت در نظر گرفته تا وقتي وزيري استيضاح يا بر كنار مي شود فرصت كافي براي معرفي وزير بعدي در اختيارش باشد اما ظاهرا موضوع به اين روشني را آقايان درست متوجه نشده اند كه همه چيز را گذاشته اند براي دقيقه نود . اين 3 ماه كه براي اين لحاظ شده است تارئيس جمهور با كنكاش كردن و بررسي نمودن بتواندشخصي را يافته و راهي مجلس سازد را آن قدر دست دست كردند تا زمانش به سر آمد و النهايه امورات يك وزارتخانه رفت در محاق عبور از قانون !!سه ماهي كه بايدبين دولت و مجلس تقسيم مي شد را دولت محترم در عين حال كه تمام و كمال مصادره كرد اما با اين وجود نتوانست از آن استفاده كند. ناگزير پاي رهبري را وسط كشيد و در موضوعي به اين سادگي ظرفيتي را در گير كرد كه جايگاه استفاده از آن موضوعاتي خارج از حيطه اختيار است كه به ندرت و نا خواسته پيش مي آيد .
آيا محو اسرائیل از صفحه روزگار یک خبر است !
نمي دانم اگر خشكسالي و گراني جهاني نبود كي مي خواست گناه اين همه جوري كه از فقر و فسادو فحشا بر اين مردم بيچاره مي رود را گردن بگيرد . مانده و كوفته از محل كارت كه برق آن در دو مرحله و جمعا 6 ساعت قطع بوده به خانه مي آيي با اين اميد كه تن خسته و گرما زده ات را به آب بزني و در خنكاي باد كولر اعصاب خورد شده ات را آرام كني كه مواجه مي شوي با فشار صفر آب و قطعي برقي كه به نوبت اين بار به خانه ات رسيده است . واقعا چه حالي پيدا مي كني ؟ من كه اوايل در سال هاي دهه 60 وقتي با چنين وضعيتي روبرو مي شدم گناهش را مي انداختم گردن شاه و امريكا .. اما حالا بعد از 30 سال آزگار و با اين همه شعار پيشرفت كه مي دهيم مانده ام كي را محكوم كنم ؟ دولت را ؟ هرگز ؟ اصلا چه فايده دارد ؟ امريكا را ؟ شاه را ؟ سالهاست همه اين ها را هر كدام صد ها بار متهم كرده ايم و آب هم از آب تكان نخورده است .مادام كه گناه و تقصير را گردن عواملي بيندازيم كه در اختيارمان نيست و بر آن هيچگونه تسلطي نداريم اتفاقي نمي افتد و هيچ چيز بهتر نمي شود .تنها جايي كه نشانه نرفته ايم خودمان هستيم . در برابر اين همه گرفتاري اگر هر كس خودش را مقصر بداند شايد بهتر باشد . نيست ؟!

درد مزمن و بيماري حاد و پيشرفته تورم و در كنار آن تومور فقر و فساد و بيكاري را يا با برنامه بايد حل كرد كه نياز به صبرو درايت دارد و يا با معجزه بايد درمان نمود آن گونه كه يه طور دفعي و ناگهاني به گفته شاعر شهير و اهل دل همدان بابا طاهر عريان كه وقتي از او پرسيدند چگونه ناگاه زبان و ادبيات عرب را ياد گرفته است گفت "امسيت كرديا و اصبحت عربيا "، كرد خوابيدم و عرب بيدار شدم ما نيز بايد با كيمياي اعجاز شب خوابيده صبح چشم گشوده ببينيم ايران گلستان شده و اثر از آثار هيچ معضل و مشكل باقي نمانده است .
ايراد و اشكال در عرصه سياست ورزي و مشق سياست كردن زياد داريم . اما من به مناسبت ، انگشت روي يكي از آنها مي گذارم . و آن تبديل شخصيت هاي ملي و فراجناحي به شخصيت هاي حزبي و خطي است . قبلا از شباهت بازي فوتبال به سياست گفتم . اجازه بدهيد باز هم از آن استفاده كنم . ما در صحنه سياست صرفا در سطح بازي هاي باشگاهي حركت مي كنيم. در حالي كه همه تلاش مي كنند از باشگاهها مهره هاي ملي براي خودشان بسازند ما از همان تيم ملي نيم بندي هم كه در ميدان سياست داريم براي دعواهاي باشگاهي (بخوانيد حزبي) برداشت مي كنيم .با بعضي برخورد هاي عجيب و حذفي افرادي را از تيم ملي بيرون مي كنيم . طبيعي است آن ها هم مي روند و مي شوند عنصر باشگاهي ! نمونه اش علي كريمي ! چه شد رفت در لاك يك عضو باشگاهي .. آن هم باشگاه غير ايراني !! نگاه كنيد شخصيت هايي مانند هاشمي رفسنجاني ، خاتمي و بسياري ديگر از عالمان دين كه بايد به صورت اشخاص فراجناحي و مورد وثوق همه مردم باقي بمانند همه از دم تبديل به شخصيت هاي حزبي و باشگاهي شده اند . سياست ما تيم ملي ندارد . در عرصه جهاني به صورت حزبي و باشگاهي حاضر مي شويم . به همين دليل است كه وقتي هاشمي به عربستان مي رود جلو او فرش قرمز مي گسترند اما در ايتاليا آن برخورد را با رئيس جمهور ما مي كنند . خاتمي كه به ايتاليا مي رود براي او سر و دست مي شكنند اما با احمدي نژاد اين گونه برخورد مي كنند كه شاهد بوديم !!
در رشته هاي ورزشي فوتبال بيشتر از همه به عالم سياست شباهت دارد . از فوتبال درس هاي خوب و ملموسي مي توان گرفت و آن را در ميدان سياست ورزي مورد استناد و استفاده قرار داد .
براي بعضي ها تفاوت نمي كند رئيس جمهور بني صدر باشد يا احمدي نژاد در هر دو حالت آن ها مخالفتشان را مي كنند و نقشان را مي زنند دليل آن هم روشن است مي گويند چرا ما زمامدار امور نيستيم . علت اين كه من به حكم و قاعده فوق رسيدم اين است كه اين جماعت دو قطب متخالف و رو در رو را به چالش كشيده اند . كساني كه روزگاري از رجايي حمايت كرده و با بني صدر مخالفت مي كردند امروز كه خلف رجايي رئيس جمهور است چرا او را نيز بر نمي تابند . راستي دردشان چيست آيا غير از اين است كه هم در دوره بني صدر و هم در دوره احمدي نژاد خود را بر راس امور نمي بينند ؟ غير از اين است كه در هر دو دوره اين افراد دنبال اثبات خودئيت خودشان بوده اند و نه نفي مشي و منش مخالف انقلاب . اگر چنين بود امروز با احمدي نژاد مخالفت نمي كردند . اما كساني هم بودند و هستند كه ديروز با بني صدر مخالفت كرده و امروز از احمدي نژاد حمايت مي كنند . اين ها افرادي هستند كه صرفا دنبال منافع شخصي و جناحي خود نيستند و حب و بغضشان حساب و كتاب درست و اصولي دارد . من اگر بخواهم تعريفي از اصول گرايي بكنم و براي آن مصداق و شاهد بياورم دقيقا بر مبناي مواضع افراد در اين دو دوره قضاوت مي كنم . چون نمي شود كسي هم با بني صدر مخالف باشد و هم با احمدي نژاد . از دو حال خارج نيست يا بايد كمونيست باشد كه مذهب را و ليبراليسم را تحمل نكند و يا اگر كمونيست نيست بر مدار منيت هاي خود بچرخد تا بشود اين تناقص را در او توجيه و تفسير كرد .نتيجه اين كه مخالفان حقيقي بني صدر كساني بودند كه امروز احمدي نژاد را تحمل مي كنند در غير اين صورت بايد در خصوص آن ها حكم ديگري صادر نمود.
ساده لوحی در فرهنگ سیاسی یک ضد ارزش است . هر چند در حوزه اخلاق بی شیله پیله بودن و هفت خط نبودن یک ارزش و امتیازاست . همه به یاد داریم در جریان برکناری و خلع آیت ا.. منتظری یکی ازایراداتی که بر ایشان وارد شد همین ساده لوحی بود که باعث می شد عده ای جهت دار مجال پیدا کنند و از موقعیت ایشان به نفع خود بهره برداری نمایند .
خانم ها ! آقايان ! در جمعه اي كه گذشت 5 نفر خود را حلق آويز كردند !!


اين حقير كه سرگردان وادي فرهنگ است و سال ها از اين شاخه به آن شاخه پريده تا هم نان زن و بچه را بدهد و هم پا از عشق و علاقه ديرين خود از پرداختن به فرهنگ پايين نگذارد چند سال پيش از اين كه صد رحمت به آن سال ها دربدر و خونين جگر سر از كار در نهادي انتظامي در آورد . بزرگواري كه يقين دارم اگر به حوزه تخصصي اش مي چسبيد مثل هر آدمي كه اگر در جايگاه خود تلاش كند مي تواند كاري بكند كارستان او هم كاري مي كرد كارستان.. در مقابل طرحي كه براي فرهنگ سازي در وادي پيشگيري از بزه و جرم و جنايت در جلسه اي كه حضرتش حضور داشت ارئه دادم يك دفعه جوش آورد و يك زبان داشت ده تا هم قرض كرد و با داد سخن دادن - البته با منطق خودش - تيغ برهان قاطع برداشته و بر دار و ندار حقير در آن مجلس كشيد . مانده بودم چه كنم و چه جواب بدهم كه ناگاه حرفي سر زبانم آمد كه هر چند براي آن جلسه شايد تند بود اما دل را به دريا زده و بر زبان آوردم .گفتم:


این روزها در روند پرونده هسته ای ایران هر چند تغییر عمده و قابل توجهی مشاهده نمی شود اما اتفاق بزرگی افتاده است که ورود مستقیم ایالات متحده امریکا به این پرونده است . خانم رایس نامه ای برای مسئولین جمهوری اسلامی ارسال کرده و در آن با صراحت تمام شرط کرده است چنانچه ایران غنی سازی اورانیوم را به حال تعلیق در آورد حاضر به مذاکره با ایران است . پیشنهادی که به زعم بسیاری از مفسران سیاسی در غرب یک اقدام زیرکانه دیپلماتیک قلمداد می شود به طوری که به آن عنوان برد - برد داده اند . آن ها معتقدند اعم از این که ایران این پیشنهاد را بپذیرد و یا رد کند ایالات متحده امریکا برنده است .رد این پیشنهاد از جانب جمهوری اسلامی تقرب چین و روسیه به اردوگاه اروپا و امریکا تلقی می شود و قبول آن رسیدن به مقصدی قلمداد می شود که ائتلاف استکبار در غرب جویای آن است .