بزك نمير بهار مي آد ...
مي گويند طرح پرداخت نقدي يارانه ها براي اين ساخته شده که احمدي نژاد را در چهار سال آينده هم در کاخ رياست جمهوري نگاه دارد....
آخر يكي نيست به این ها بگويد در اين وانفسا كه مردم در تورم دست و پا مي زنند و قيمت ها ساعتي بالا مي كشد چه طرحي براي درمان درد اين ملت آسيب ديده از ندانم كاري ها در انداخته اید ؟
وقتي دولت فقط خودش را مي بيند و دنبال اين است كه چه كند تا باقي بماند تكليف مردم مشخص است .
بد نيست كمي هم بپردازيم به اين حرف كه طرح نقدي كردن يارانه ها ساخته و پرداخته شده تا رئيس جمهور فعلي را در يك دوره 4 ساله ديگر هم حفظ كند .
گرفتاري اين است كه ما مطالب را سرسري مي خوانيم و رد مي شويم و در عمق آن غور نمي كنيم كه اگر مي كرديم بايد كلاهمان را كج مي گذاشتيم و از خجالت اين همه توهين كه به شعورمان مي كنند سر بلند نمي كرديم .
در يك كلام اين حرف يعني مي خواهيم به ملت پول بدهيم تا آن ها هم به ما راي بدهند.
اين حرف يعني تبعات منفي و آسيب هاي شديد تورمي كه در پشت اين طرح نا معلوم خوابيده تا خفت ملت را بگيرد چون مردم عقلشان به چشمشان است متوجه نمي شوند و چون متوجه نمي شوند دلشان بند است به همان چند تومان كه علي الحساب دريافت مي كنند .
يعني اين كه سرشان را شيره بماليم . يعني اين كه چون اين ها "هر" را از "بر" نمي شناسند** پس تا مي توانيم بتازانيم . يعني خر ما از پل بگذرد به گور پدر بقيه ، هر اتفاقي مي خواهد بيفتد . يعني راي و دموكراسي و مردم سالاري ديني يعني كشك ! يعني عروسك خيمه شب بازي كه نخش در دست خودمان است و هر جا و هر جور اراده كنيم آن را مي كشيم . يعني مردم آن قدر تحت فشار هستند كه حاضرند آينده خود شان و بچه و نوه و نتيجه و نبيره و نديده و... اشان را تومني صنار* پيش فروش كنند و با همين شندر قاز ناقابل معاوضه نمايند . يعني اين كه هر چيزي قيمتي دارد و قيمت اراده و آراي مردم ثمن بخس بيش نيست ! و هزار معني ديگر كه از دل همين حرف در مي آيد . يعني اين اندازه ما ملت ببو و بز هستيم كه نمي دانيم چه آشي برايمان دارند بار مي كنند.
پس سلحشور و با شعور كه از صبح تا شام به نافمان مي بندند يعني چه ؟!
بزك نمير بهار مياد
كمبزه با خيار مياد.
**********
لغت نامه دهخدا:
*صنار. [ ص َن ْ نا ] (اِ) در تداول عامه ، مخفف صد دينار است و آن سكه اي بود از مس معادل دو شاهي و ده عدد آن يك قران (يك ريال ) و سالها رائج بود. تاريخ انتشار آن بطور دقيق معلوم نيست ، ولي آنچه مسلم است اينكه در سال 1319 هَ . ق . جريان داشته ؛ سپس طبق پيشنهاد شماره 2277 وزارت دارائي و تصويبنامه هيئت وزيران 16/1/31 از اول تير ماه 1316 هَ . ش . از جريان خارج شده است ، ولي ادامه جريانش تا سنوات 1324 و 1325 هَ . ق . باقي بوده است .
**هر را ازبر نشناختن و ندانستن و تشخيص ندادن ؛ بكلي عامي بودن . هيچ ندانستن . در منتهي الارب آرد: در مثل است ، هولا يعرف البر من الهر؛ او بر را از هر نمي شناسد.هر را از بر نشناختن و ندانستن يعني ندانستن رنج رسان را از راحت رسان يا گربه را از موش يا راندن گوسفند را از خواندن آن يا نخواندن آن را بسوي آب از خواندن آن بسوي علف يا عقوق را از لطف يا كراهيت را از اكرام يا نافرمانبرداري را از فرمانبرداري يا رنجش را از اكرام يا هرهره يعني آواز ميش را از بربره يعني آواز بز يا روباه بچه را از بچه گربه . (منتهي الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). فلان هر را از بر نمي شناسديعني خواندن گوسفند را از راندن آن نمي داند و يونس گويد هر راندن گوسفند است و بر خواندن آن . (از اقرب الموارد).