فوتبال و سياست!!
  در رشته هاي ورزشي فوتبال بيشتر از همه به عالم سياست شباهت دارد . از فوتبال درس هاي خوب و ملموسي مي توان گرفت و آن را در ميدان سياست ورزي مورد استناد و استفاده قرار داد .

1- در فوتبال يك كشور باشگاههاي مختلف اقدام به تشكيل تيم هاي باشگاهي مي كنند تا تيم خودشان را در ليگ برتر و مسابقات دست اول شركت بدهند . تا اينجاي كار دنياي سياست در كشور ما مثل فوتبال داراي جريان ها و احزاب مختلف است . هر جريان سليقه خاص خود را دارد و با گروه و حاميان خود به ميدان مي آيد . عرض اندام مي كند و هر آن چه در چنته دارد را به منصه ظهور مي رساند . به نوعي با اين كار دارد در مسابقات ليگ شركت مي كند . در مسابقات انتخابي . تا كه قبول افتد و چه در نظر آيد .
2- هدف از برگزاري بازي هاي ليگ اين است كه باشگاهها به ميدان بيايند و با انجام بازي هاي مختلف رفت و برگشت هم خود را تقويت كنند و هم اين كه در نهايت بهترين و قوي ترين تيم و باشگاه در يك دوره پر افت و خيز مشخص شود . تا مردم تك تك بازيكنان و نوع بازي آن ها و همين طور تك تك تيم ها و نوع حضور و توان آن ها را به صورت فردي و جمعي ببينند . حساب كار هر يك از آن ها دستشان بيايد . دقيقا مثل همين كار را احزاب و جريان هاي سياسي هم انجام مي دهند . در عرصه سياست حاضر مي شوند . در مورد مسائل مختلف اقتصادي و سياسي و فرهنگي اظهار نظر مي كنند . طرح و برنامه خود را براي بهتر شدن امور اعلام مي دارند . طرح رقبا را به چالش مي كشند . همه به نوعي دارند تمرين سياست مي كنند و دوران زايش بهترين برنامه ها را طي مي نمايند .
3- پس از طي شدن بازي هاي ليگ چند اتفاق مهم مي افتد . تعدادي از تيم هاي دست اول بالا مي آيند و مجال حضور در ليگ برتر را پيدا مي كنند . تعدادي از تيم ها كه در ليگ برتر بودند چون كارنامه خوبي از خود باقي نگذاشتند به دسته دوم سقوط مي كنند تا با تمرين و آمادگي بيشتر خود را بالا بكشند . و از همه اين ها مهمتر اين كه بزرگان عرصه فوتبال مي توانند از ميان اين همه بازيكني كه در طول يك فصل بازي كرده و توانمندي خود را نشان داده اند تيم ملي را تشكيل دهند . تيم ملي تركيبي است از بهترين هاي تمام باشگاهها بدون برو برگرد .اينجا چون پاي آبروي كل كشور در ميان است رقبا در كنار هم قرار مي گيرند و يك دست و يك صدا براي پيشرفت ورزش كشور دور هم جمع مي شوند تا در ميادين جهاني گل كنند . در اينجاست كه فوتبال از سياست جلو مي زند ! كه اي كاش در اين مرحله هم سياست و سياستمداران ما از منش و روش فوتبال اقتباس مي كردند و تيم دولت را از ميان بهترين هاي تمام جريان ها و احزاب انتخاب مي كردند و اي كاش احزاب و جريان هاي ما هم دست از بعضي خودخواهي ها بر مي داشتند و با پرهيز از رقابت هاي دوران بازي هاي باشگاهي با بازيكنان برتر تيم هاي رقيب دست به دست هم مي داند تا آبروي نظام را حفظ كنند و سطح فوتبال كشور را در جهان بالا ببرند .
4- در دوران بازي هاي ليگ بازيكناني كه خوب نتوانند براي تيم كار كنند كنار گذاشته مي شوند و در نهايت اگر بعد از تمام اين تغيير و تحولات باز هم تيم درجا بزند اين مربي است كه بايد كنار برود . بعضي از مربي ها مرد و مردانه خودشان كنار مي كشند و بعضي هم ناگزير به رفتن مي شوند . تماشاچي ها اعتراض خودشان را مي گويند و آن ها هم كنار مي روند . اين روش دموكراتتيك هم اي كاش از فوتبال به سياست ما سرايت مي كرد . فرق نمي كند اگر از اعضاي تيم افرادي ناتوان بودند بي سر و صدا كنار گذاشته مي شدند و چنانچه باز هم اين تغييرات جواب نمي داد مربي را عوض مي كردند و براي بهتر شدن بي رودر بايستي تا پاي تغيير مدير باشگاه هم جلو مي رفتند .
5-دوره بازي هاي ليگ سياسي ما هر چهار سال يك بار است . بعد از چهار سال بايد بهترين هاي سياست  انتخاب شوند . بايد از بين بهترين ها تيم ملي كه همان دولت است شكل بگيرد . مجال و فرصت به بازيكنان جوان و پر توان داده شود تا گل كنند و بالا بيايند . مهر قهرماني و مديريت بر پيشاني تني چند كه پاي ثابت شده اند نخورد . در چنين حالتي است كه تيم ملي به بهترين نحو ممكن شكل مي گيرد و از خود قهرماني ها نشان مي دهد .
بياييد دري از درس هاي فوتبال به دنياي سياست بگشاييم .