درد مزمن و بيماري حاد و پيشرفته تورم و در كنار آن تومور فقر و فساد و بيكاري را يا با برنامه بايد حل كرد كه نياز به صبرو درايت دارد و يا با معجزه بايد درمان نمود آن گونه  كه يه طور دفعي و ناگهاني به گفته شاعر شهير و اهل دل همدان بابا طاهر عريان كه وقتي از او پرسيدند چگونه ناگاه زبان و ادبيات عرب را ياد گرفته است گفت  "امسيت كرديا و اصبحت عربيا "، كرد خوابيدم و عرب بيدار شدم ما نيز بايد با  كيمياي اعجاز  شب خوابيده صبح چشم گشوده ببينيم ايران گلستان شده و اثر از آثار هيچ معضل و مشكل باقي نمانده است .
راه و رسم اعجاز گرايي معمولا شيوه جوامع و مردماني بوده كه از برنامه بري بوده و به همين دليل به قهرمانان  و اسطوره هاي بر ساخته و ذهني  پناه مي برده و در خيال ابرشخصيت هايي براي روز مباداي خود مي پرورانده اند . ابر انسان هايي كه ناگهان سر و كله اشان پيدا مي شده ، به فريادمظلوم مي رسيده و حق ظالم  را كف دستش مي گذاشته اند . هر چه از عصر برنامه و سيستم جديد مديريتي و جوامع مبتني بر آزادي و مدنيت كه مدار آن  بر عقلانيت داير است دور تر مي شويم اين نوع نگرش را پر رنگ تر مي بينيم . و گرنه چه داعيه اي وجود دارد كه مردماني به اين قبيل امور خيالي دل بسته و به فال  و كف بيني و پيش گويي هاي آن دل خوش دارند . به اين اميد كه بالاخره دستي از غيب در خواهد آمد و بي زحمت و مرارت كار ها را به سامان خواهد نمود .
خطري كه هميشه انسان هاي بي برنامه و همين طور جوامع و دولت هاي فاقد سيستم منظم مديريت را تهديد مي كند افتادن در دام خيالات فرافكنانه اعم از مادي و ماورايي و يا تركيبي از آن دو است .
ايجاد طبيعي و يا تصنعي عامل سوم در شرايطي كه دو طرف يك تنش سخت در گير هستند براي طرفي كه احساس شكست مي كند حربه اي است كه مي تواند موضوع اصلي را تحت الشعاع قرار داده و توجهات را از خود به موضوعي انحرافي جلب نموده ولو موقت هم شده براي خود زنگ تنفس فراهم آورد .
وعده دادن به نيرويي غيبي كه در راه است و قريبا مي آيد تا زمام امور را به دست گرفته و گره از كار فرومانده جامعه باز كند حربه ديگري است كه معمولا به كار گرفته مي شود تا ضمن سلب مسئوليت از حاكمان زميني همه چشم ها را به افقي دور و به دور از دولت حاكم متوجه سازد .
شق سوم زماني محلي از اعراب پيدا مي كند كه همه مشكلات را به عوامل خارجي نسبت داده و مبارزه با آن را به نيرويي غيبي و آينده اي بر آمده از متن آن جلب نماييم .
آن چه در تمام اين روش ها مشترك است عدم اعتنا به برنامه و دل خوش كردن به نوعي معجزه است . معجزه اي سياه كه مقابل معجزه سبز قراني قرار دارد .
اشتباه نشود ! اين ها كه گفتم صورت ممسوخ از فلسفه هاي متقن ديني چون مهدويت به مفهوم شريف لفظ آن است . نوعي سوء برداشت جاهلانه يا گونه اي سوء استفاده عامدانه از شريعت و پير و پيغمبر است . هر كدام باشد نتيجه يكسان دارد چرا كه حاصل هر دو يكي است .