میان ما و امریکا پای خون در میان است

این روزها در روند پرونده هسته ای ایران هر چند تغییر عمده  و قابل توجهی مشاهده نمی شود اما اتفاق بزرگی افتاده است که ورود  مستقیم ایالات متحده امریکا به این پرونده است . خانم رایس نامه ای برای مسئولین جمهوری اسلامی ارسال کرده و در آن با صراحت تمام شرط کرده است چنانچه ایران غنی سازی اورانیوم را به حال تعلیق در آورد حاضر به مذاکره با ایران است . پیشنهادی که به زعم بسیاری از مفسران سیاسی در غرب یک اقدام زیرکانه دیپلماتیک قلمداد می شود به طوری که به آن عنوان برد - برد داده اند . آن ها معتقدند اعم از این که ایران این پیشنهاد را بپذیرد و یا رد کند ایالات متحده امریکا برنده است .رد این پیشنهاد از جانب جمهوری اسلامی تقرب چین و روسیه به اردوگاه اروپا و امریکا تلقی می شود  و قبول آن رسیدن به مقصدی قلمداد می شود که ائتلاف استکبار در غرب جویای آن است .
اما در این سوی جهان نگاه ما در رد و قبول این پیشنهاد نگاهی متفاوت و مبتنی بر اصولی است که شالوده سیاست خارجی  جمهوری اسلامی بر آن استوار است .
الف - پذیرش پیشنهاد امریکا عقب نشینی در سیاست خارجی  و عدول از محکمات قانون اساسی کشوری است که باب ایستادگی و استقامت و مقاومت در مقابل خواسته های استکباری امریکا را در دستور دارد . کشوری که جلو دار حرکتی شده که مردم محروم و مستضعف و خلق های جهان سوم به آن دل بسته و به همین دلیل خود را در تحقق هدفی که تمنای آن را دارند غریب احساس نمی کنند .
هر گونه انسحاب و عقب نشینی  در برابر امریکا تراجع از اصولی است که اما م (ره ) در مبارزه با امریکا اتخاذ کرده و بنیان انقلابی با مضمون دینی و بر آمده از احکام  خمسه الهی و  شریعت ناب محمدی را بر آن نهاده است . انقلابی که از پس غروب احکام آسمانی و ظهور قوانین اساسی بر ساخته انسان  در غرب که 400 سال تاریخ جدید را در نوردیده و نا توانی و انفعال دین در اداره جوامع را فریاد کشیده بود با داعیه دین مداری  به میدان سکولار سیاست قدم گذاشت تا پوچی ادعاهای جلو داران لیبرالیسم و لیبرال دموکراسی و بی اصالتی  منطق درایی و فلسفه درایی سینه چاکان جامعه باز امثال کارل پوپر یهودی را به اثبات رسانیده و رایت دیانت را بار دیگر برای سیاست مدن و تدبیر جوامع بشری  بر افرازد .
هر گونه انفعال و انعطاف در برابر غرب  باعث خواهد شد انقلاب اسلامی شاخصه اصلی خود که مبارزه با امریکا است را از دست بدهد و لطمه ای جبران ناپذیر بر آمال میلیون ها مسلمانی که در گوشه و کنار جهان به این حرکت دل خوش کرده اند وارد آورد .
 میوه این اتفاق نا مبارک -اگر بیفتد - یاس و نومیدی و افسردگی و دل مردگی مردمانی خواهد بود که پس از فروپاشی کمونیسم که داعیه مبارزه با امپریالیسم را داشت و در این مسیر بی تاب شد و نهایتا دست هایش را به نشانه تسلیم بالا برد به اسلام و توش و توان آن در دفع ظلم های خرد و کلان دل بسته  و حضور دیانت را بار دیگر پس از رنسانس و جدایی آن از سیاست در هیئتی تازه و تحت رایت دین محمد مصطفی (ص) به فال نیک گرفته و  به عنوان آخرین حلقه ای که با ظهور در  آخر زمان تاریخ نافی دوران سراسر ستم و  منکر عصر زیر پا گذاشتن حق الله و حق الناس خواهد بود به آن امید ها بسته اند ...
ب- نسخه هدایا و تشویق هایی که غرب برای ما پیچیده و تدارک دیده است دل خوش کنکی بیش نیست . باید دید چه به دست می آوریم و چه از دست می دهیم . آن ها می خواهند با شکستن تحریمی که به ناحق روا داشته اند تحریم بزرگتری را به ما تحمیل کنند .. محروم کردن ما از دانش هسته ای که خمیر مایه توسعه مدرن است با هیچ کادو و هدیه سیاسی و اقتصادی قابل مقایسه نیست . گیرم از فردا فرمانی هم صادر کنند و به کارخانجات خود مجوز بدهند تا به ما قطعات طیاره و تانک بفروشند ... گیرم دیگر وقتی لب به سخن می گشایند از ما به عنوان محور شرارت نام نبرند آیا این همه ارزش این را دارد که ما بپذیریم ملت خود را از دانش هسته ای  که آن ها خود چهار چنگالی به آن چسبیده اند محروم کنیم ؟! درست مثل این است که مردمانی در آغاز ورود سوخت فسیلی به عرصه صنعت و تکنولژی پذیرفته باشند برق شهر ها و نیروی محرکه کارخانه ها ی خود را از آسیاب بادی و آبشارهای طبیعی بگیرند . به جای سوخت های فسیلی و نیروی اسب بخار کالسکه و درشکه های شیک بسازند و آن را به اسب و قاطر ببندند چون بنزین و نفت از درجه اشتعال بالا برخوردار است و احتمال دارد از آن برای به آتش کشیدن و منفجر کردن مکانی استفاده شود ؟!!
قبول پیشنهاد امریکا یعنی شکستن اسطوره مبارزه با دنیای استکبار ، یعنی محو و نابود کردن اسوه و الگویی که اما راحل در تاریخ پیش روی ملت ها گذاشت تا با اقتباس از آن زیر بار ظلم نروند و عزت و کرامت انسانی خود را با هیچ چیز معاوضه نکنند .
شگفتا ! از بی سلیقگی و خامی و وقت ناشناسی امریکایی ها که درست در زمانی پیشنهاد استکباری خود را به ما عرضه داشتند که در سالروز ارتحال امام مستضعفان ، شخصیت شخیصی که بت غرب و غربزدگی را در جهان فرو ریخت قرار داریم و همین طور در آستانه سال گشت ۱۵ خرداد که سر آغاز بیداری ملت ما و سایر ملت های در بند در برابر ستمکاران استعمار مدرن در قرن حاضر بود .
این را همه می دانند که تصمیم های بزرگ جگر شیر می خواهد اما این را علاوه بر آن چه دیگران می دانند ما می دانیم چون به وضوح تجربه کرده و در طی این سال های سخت دریافته ایم که وقتی با خدا معامله می کنیم و در راه و سبیل او سلوک می کنیم هزاران در تازه و باب جدید پیش رویمان گشوده می شود .. راه های عبوری که تا دل به دریا نزنیم و رندانه در آن گام نگذاریم شهد آن کاممان را شیرین نمی کند .
امروز میلیون ها دل شکسته و نگاه نگران به ما دوخته شده است تا چه تصمیمی می گیریم .. مادامی که این دل ها با ما است هیچ قدرتی توان غلبه بر ما را ندارد که  خداوند قادر و اعلی می فرماید : انا فی قلوب المنکسره ... من در قلب های شکسته جای دارم ...
و اکنون پای خون صدها هزار شهیدی که در شب شهادتشان مرگ بر امریکا گفتند و با این امید به پیش باز مرگ رفتند تا میان ما و امریکا پای خون در میان باشد .. خون نازنین جوان هایی چون همت و خرازی و فهمیده و کاظمی و هزاران نوگل تازه شکفته دیگر که طوفان یغمای غرب و امریکا نا جوانمردانه آن ها را پر پر کرد ..