ايراد و اشكال در عرصه سياست ورزي و مشق سياست كردن زياد داريم . اما من به مناسبت ، انگشت روي يكي از آنها مي گذارم . و آن تبديل شخصيت هاي ملي و فراجناحي به شخصيت هاي حزبي و خطي است . قبلا از شباهت بازي فوتبال به سياست گفتم . اجازه بدهيد باز هم از آن استفاده كنم . ما در صحنه سياست صرفا در سطح بازي هاي باشگاهي حركت مي كنيم. در حالي كه همه تلاش مي كنند از باشگاهها مهره هاي ملي براي خودشان بسازند ما از همان تيم ملي نيم بندي هم كه در ميدان سياست داريم براي دعواهاي باشگاهي (بخوانيد حزبي) برداشت مي كنيم .با بعضي برخورد هاي عجيب و حذفي افرادي را از تيم ملي بيرون مي كنيم . طبيعي است آن ها هم مي روند و مي شوند عنصر باشگاهي ! نمونه اش علي كريمي ! چه شد رفت در لاك يك عضو باشگاهي .. آن هم باشگاه غير ايراني !! نگاه كنيد شخصيت هايي مانند هاشمي رفسنجاني ، خاتمي و بسياري ديگر از عالمان دين كه بايد به صورت اشخاص فراجناحي و مورد وثوق همه مردم باقي بمانند همه از دم تبديل به شخصيت هاي حزبي و باشگاهي شده اند . سياست ما تيم ملي ندارد . در عرصه جهاني به صورت حزبي و باشگاهي حاضر مي شويم . به همين دليل است كه وقتي هاشمي به عربستان مي رود جلو او فرش قرمز مي گسترند اما در ايتاليا آن برخورد را با رئيس جمهور ما مي كنند . خاتمي كه به ايتاليا مي رود  براي او سر و دست مي شكنند اما با احمدي نژاد اين گونه برخورد مي كنند كه شاهد بوديم !!

راستي دعوت از آقاي هاشمي براي شركت در اجلاس مكه دعوت از يك شخصيت تيم ملي سياست  بود و يا دعوت از يك عضو و عنصر حزبي و باشگاهي ؟!

دوستان ! ما دستي دستي تيم ملي سياسي خود را تبديل تيم باشگاهي كرده ايم . و اين براي كشوري كه براي جهان پيام دارد چندان خوشايند نيست .