براي بعضي ها تفاوت نمي كند رئيس جمهور بني صدر باشد يا احمدي نژاد در هر دو حالت آن ها مخالفتشان را مي كنند و نقشان را مي زنند دليل آن هم روشن است مي گويند چرا ما زمامدار امور نيستيم . علت اين كه من به حكم و قاعده فوق رسيدم اين است كه اين جماعت دو قطب متخالف و رو در رو را به چالش كشيده اند . كساني كه روزگاري از رجايي حمايت كرده و با بني صدر مخالفت مي كردند امروز كه خلف رجايي رئيس جمهور است چرا او را نيز بر نمي تابند . راستي دردشان چيست آيا غير از اين است كه هم در دوره بني صدر و هم در دوره احمدي نژاد خود را بر راس امور نمي بينند ؟ غير از اين است كه در هر دو دوره اين افراد دنبال اثبات خودئيت خودشان بوده اند و نه نفي مشي و منش مخالف انقلاب . اگر چنين بود امروز با احمدي نژاد مخالفت نمي كردند . اما كساني هم بودند و هستند كه ديروز با بني صدر مخالفت كرده و امروز از احمدي نژاد حمايت مي كنند . اين ها افرادي هستند كه صرفا دنبال منافع شخصي و جناحي خود نيستند و حب و بغضشان حساب و كتاب درست و اصولي دارد . من اگر بخواهم تعريفي از اصول گرايي بكنم و براي آن مصداق و شاهد بياورم دقيقا بر مبناي مواضع افراد در اين دو دوره قضاوت مي كنم . چون نمي شود كسي هم با بني صدر مخالف باشد و هم با احمدي نژاد . از دو حال خارج نيست يا بايد كمونيست باشد كه مذهب را و ليبراليسم را تحمل نكند و يا اگر كمونيست نيست بر مدار منيت هاي خود بچرخد تا بشود اين تناقص را در او توجيه و تفسير كرد .نتيجه اين كه مخالفان حقيقي بني صدر كساني بودند كه امروز احمدي نژاد را تحمل مي كنند در غير اين صورت بايد در خصوص آن ها حكم ديگري صادر نمود.