تنها جايي كه نشانه نرفته ايم خودمانيم!
نمي دانم اگر خشكسالي و گراني جهاني نبود كي مي خواست گناه اين همه جوري كه از فقر و فسادو فحشا بر اين مردم بيچاره مي رود را گردن بگيرد . مانده و كوفته از محل كارت كه برق آن در دو مرحله و جمعا 6 ساعت قطع بوده به خانه مي آيي با اين اميد كه تن خسته و گرما زده ات را به آب بزني و در خنكاي باد كولر اعصاب خورد شده ات را آرام كني كه مواجه مي شوي با فشار صفر آب و قطعي برقي كه به نوبت اين بار به خانه ات رسيده است . واقعا چه حالي پيدا مي كني ؟ من كه اوايل در سال هاي دهه 60 وقتي با چنين وضعيتي روبرو مي شدم گناهش را مي انداختم گردن شاه و امريكا .. اما حالا بعد از 30 سال آزگار و با اين همه شعار پيشرفت كه مي دهيم مانده ام كي را محكوم كنم ؟ دولت را ؟ هرگز ؟ اصلا چه فايده دارد ؟ امريكا را ؟ شاه را ؟ سالهاست همه اين ها را هر كدام صد ها بار متهم كرده ايم و آب هم از آب تكان نخورده است .مادام كه گناه و تقصير را گردن عواملي بيندازيم كه در اختيارمان نيست و بر آن هيچگونه تسلطي نداريم اتفاقي نمي افتد و هيچ چيز بهتر نمي شود .تنها جايي كه نشانه نرفته ايم خودمان هستيم . در برابر اين همه گرفتاري اگر هر كس خودش را مقصر بداند شايد بهتر باشد . نيست ؟!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۸۷ ساعت 1:50 توسط سيد حسين صدر
|