چند سالی است مبارزه با تروریسم شده مد سیاسی برای کشور هایی که دستشان تا کتف در خون بیگناهان در ایرلند و ویتنام و الجزایر و اخیرا فلسطین و افغانستان و بغداد غوطه ور است . آن ها می گویند ما بکشیم ٬ هیچ کس نطق  نکشد ٬ لام تا کام هم اعتراض نکند ٬ صم بکم در گوشه ای بنشیند و  تسلیم و رضا مقابل لات بازی های مدرن ما پیشه سازد ...
شما غربی ها واقعا  شورش را در آورده اید .. از وقتی به قیمت چپاول و غارت سرمایه های مردم جهان سوم گردنتان کلفت شده ؛ دو طرف معادله را مصادره کرده و توقع دارید در برابر هر ظلمی  می کنید جوابی به شما داده نشود ...
یک کلمه ترور و تروریسم یاد گرفته اید و آن را کرده اید پیراهن عثمان تا زیر آن برای هر کشت و کشتاری که اراده می کنید مصون باشید و رد فعل جابرانه خود را نبینید ..
 ترور و زهر مار .. ترور و خناق ... ترور و کوفت کاری ... !!
راست راست در کمال بیشرمی راه می افتید می روید خانه و کاشانه ملتی با هزاران سال تاریخ و سابقه و رگ و ریشه در سرزمینی آباء و اجدادی را تصاحب می کنید ؛ امتی را آواره کوه و بیابان و سربار شهر ها و کشورهای دوست و دشمن می کنید و بعدش هم تیغ می کشید روی تتمه آن ها که مانده اند و هر روز حمام خون راه می اندازید .. فرزند خردسال را که از وحشت شما هیولاها به دامن پدرش پناه برده و قلب کوچکش مثل گنجشک می تپد را هدف تفنگ های m16  و مسلسل های یوزی می گیرید و سینه اش را می درید آن وقت توقع دارید آب از آب تکان نخورد و مظلوم درد کشیده و از شهر و دیار خود آواره شده در مقابلتان حتی سر هم بلند نکند  چون به محض اولین اعتراض اسم او را می گذارید تروریست و هزار جور وصله جور و ناجور به او می چسبانید ..
گمان می کنید می توانید قاعده چشم در برابر چشم و دندان مقابل دندان که با آدمی زاده شده و مادامی که بشر روی زمین است همزاد و همراه او خواهد بود را لغو کنید و به جایش روح پلید بی غیرتی و انفعال در آدم ها بدمید تا هر بلایی سرشان می آورید حرف نزنند و جوابتان را ندهند ..
اسم تقاص گرفتن و انتقام در مقابل ظلم را که همه شرف و حیثیت و حیات انسان به آن بسته است را گذاشته اید ترور و با این ترفند می خواهید دست و پای هر تنابنده ای که رو در رویتان می ایستد را ببندید و احساس استقلال و حق طلبی را در او سر ببرید ... کور خوانده اید مادامی که خدا خدایی می کند بدانید  مبارزه با ظلم و ظالم هم باقی و برقرار خواهد بود .. پاره ای اوقات ممکن است دیر شود اما میر نخواهد شد . بالاخره روزی شبی در خم کوچه ای  یا پشت چراغ قرمز و یا در فرست کلاس هواپیما و یا در هر جهنم دره دیگری تمرگیده اید یقه اتان را خواهد گرفت و ظلم رفته را به خودتان بر خواهد گرداند .
در حیرتم چرا عده ای وقتی شما شمشیر دموکلس و پاشنه آشیل نسبت تروریست به آن ها دادن را علم می کنید کم می آورند و تلاش می کنند و به هر دری می زنند تا ثابت کنند اهل ترور نیستند ... این هم یکی دیگر از پدر سوختگی های شماست .. مفهومی حق و مقوله ای صد در صد صحیح را برده اید در قالب واژه ای چون ترور و آن را هر طور خواسته اید تعریف کرده اید تا انسان های مظلوم عالم را که عددشان هم کم نیست اخته کنید و بلایی سرشان بیاورید تا از واهمه این که شما نسبت تروریست به آن ها بدهید از حق مسلم و محتومشان بگذرند و آن را نادیده گرفته و از خیر آن بگذرند ..
چیزی را که امروز شما اسم آن را گذاشته اید ترور در گذشته می گفتند مقابله با ظلم و ظالم ... ایستادن رو در روی قتل و قاتل و آدمکش .. می گفتند انتقام از آدمکش که وقتی عملی می شد همه به آمر و عامل آن هزار آفرین و احسنت می گفتند ؛ شجاعت او را می ستودند چون اجازه نداده بود نهال بیداد و تجاوز بیخ کند و ریشه بدواند .. حالا شما همان اقدام شریف و کاملا حق به جانب را می گویید ترور و در مذمت آن کتاب ها و مقالات می نویسید  ؛ سمینارها و همایش ها می گذارید و ردیف بودجه برای مقابله با  آن تعیین می کنید... تا دستتان باز باشد هر گهی می خواهید بخورید..
هیروشیما و ناکازاکی و ویتنام و کابل و بغداد و فلسطین را به خاک و خون بکشید و چون اسم مقابله با این همه جنایت را ترور گذاشته اید همه بسوزند و بسازند و دست روی دست بگذارند و از جایشان تکان نخورند .. شما می گویید مردم جهان پایشان روی سر مار باشد و نجنبند ..؟!!
شما بخاطر دو تا برج خاک دو کشور را زیر میلیون ها تن بمب زیر و رو کردید و در برابر متوقع هستید دیگران وقتی به جان و نوامیسشان تجاوز می کنید مثل بره ای رام و مطیع و مجیز گوی شما هم باشند ..؟!
چرا عالم و آدم را از ترور می ترسانید و حقیقت یک دفاع مردانه را وارونه جلوه می دهید ؟ فکر می کنید با این وارونه کردن ها حرفتان به کرسی می نشیند و دیگر هیچکس برای رویارویی با شما قدم از قدم بر نمی دارد ..؟!
ترور چیزی نیست جز مقابله با ظلم ؛ منتهی با دستی خالی و با حد اقل امکانات که به همین دلیل باید دست قهرمان چنین خیزش شجاعانه را بوسید و مجسمه او را قاب طلا گرفت ..یک جوی حرف می زنید و می خواهید مطلب را جا بیندازید که ترور یک اقدام ابتدا به ساکن و بی هیچ مقدمه و پیشینه ای از ظلم است و تروریست موجودی بیمار و ناراحت است و که بی خود و بی دلیل قصد جان دیگری را کرده و تا دمار از روزگارش در نیاورد آرام نمی گیرد ..
چرا می ترسید و رک و پوست کنده نمی گویید این ها همه بازتاب جنایت های خود شما است .. چرا نمی گویید و نمی گذارید همه بفهمند ترور یک رد فعل است ... یک پژواک است در برابر ظلمی که به ناحق بر کسی و یا کسانی شما روا داشته اید و حالا او و یا بازماندگان  او می خواهند حق آن آدم نابکاری که چنین نا کارشان کرده است را کف دستش بگذارند .. موضوع را درست و آن طور که هست تعریف کنید آن وقت خواهید دید که حتی بنی بشری حاضر نمی شود دهن به دهن شما گذاشته و ادعایتان را تایید و تمجید کند ...
چطور است وقتی یک سرباز شما که هزاران فرسنگ دور تر او را می فرستید وقتی کشته می شود تا صد برابر آدم نکشید ول کم نیستید اما وقتی دیگری می خواهد قدمی در راه احقاق حق ضایع شده خود بردارد با هزار مغلطه و سفسطه تخطئه اش می کنید ... او را تروریست می خوانید .. و مخل حقوق بشر و آرامش انسان و صلح و مسالمت در دنیا قلمداد می کنید ..؟!!لابد رستم پهلوان و دیگر یلان اسطوره ای ما ایرانیان را نیز چون دیو دو سر و ضحاک مار دوش را نابود کرده و در کوه دماوند به بند کشیده اند تروریست می دانید اما مارشال های ستاره به دوشی چون رامسفلد و جانیان شکنجه گر در زندان ابوغریب را مصلح و دوستدار نسل انسان می پندارید ؟!
دوستی می گفت :
خدا می داند واژه ای دلچسب تر از حقوق بشر به گوشم نخورده اما همین واژه زیبا را وقتی از زبان غربی ها می شنوم اوقم می گیرد و حالم به هم می خورد چون می دانم دروغ می گویند و هم او می گفت ؛خدا گواه است از هیچ کلمه ای به اندازه ترور نفرت ندارم اما با این وجود وقتی می بینم امریکایی ها و امثال آدمکش هایی چون شارون و بوش بد آن را می گویید آرزو می کنم ای کاش من هم یک تروریست بودم ... چون می دانم هر آن چه را آن ها نمی پسندید همه مظلوم ها و زجر کشیده ها می پسندند .. زیرا می دانم هیچ گربه ای راه رضا خدا موش نمی گیرد ...